۲۶ _ ۶۶۵۵۸۲۲۵ – ۰۲۱

خودآگاهی چیست

 25 بهمن 1397   15:13
 0
 599

همه انسان ها در مراحلی از زندگی در شرایطی قرار گرفته اند، که نیاز به خودشناسی و خودکاوی داشته اند. عموما در این دوران دوست داشتیم که خودمان را بهتر بشناسیم و یا به نوعی ریشه مشکلات شخصی و یا علت اختلاف های بین فردی را پیدا کنیم.
خودآگاهی مبحثی است، که در علم روانشناسی به آن توجه ویژه ای شده است. درواقع نوعی اساس و پایه سایر مهارت های مهم در زندگی است. با ما همراه باشید تا جنبه های مختلف خودآگاهی را بهتر بشناسید.

خودآگاهی چیست؟

خود آگاهی به منزله یک میکروسکوپی است که ما با بررسی رفتار، افکار و هیجانات خود سعی می کنیم تا بفهمیم از چه زاویه ای دنیا را نگاه می کنیم.
 گاهی وقت ها زاویه نگاه ما به دنیا از جنس بدبینی است و به طور کلی دنیا و آدم ها برای ما ترسناک هستند. گاهی از زاویه ترس و اضطراب به همه چیز نگاه می کنیم و همیشه در تردید و ترس هستیم. برای این که اهمیت خودآگاهی را در زندگی خود درک کنیم، باید اول بدانیم شناخت خود چه فایده هایی دارد.

فواید خودآگاهی

1- فرد خودآگاه، می تواند فرصت های متناسب با خود را شناسایی کند و بهترین بهره را از موقعیت های پیرامونی خود ببرد.
2- فرد خودآگاه، در چالش های زندگیش رفتارهای متناسب تری با خود واقعی اش انجام می دهد.
3- یکی از روانشناسان بزرگ به نام کارن هورنایی اعتقاد دارد هر چه افراد بین خود واقعی و خود ایده آل شان فاصله کمتری باشد، اضطراب کمتری را در زندگی تجربه می کنند و در کل آرامش بیشتری دارند، در این جا لازم است تا بدانیم ما چند نوع خود داریم.

انواع خودآگاهی(خود) در انسان

خودآگاهی چیست

  1. خود واقعی: خودی که به ما می گوید چه خصوصیات رفتاری، فکری و احساسی در موقعیت های واقعی نشان می دهیم.
  2. خود ایده آل: خودی که ما دوست داریم یک روزی بشویم.
  3. خود اجتماعی: خودی که ما به دیگران نشان می دهیم.
  4. خود کاذب: خودی که نیستیم ولی به دیگران می گوییم، هستیم.

اکنون که فواید خودآگاهی و انواع خود را مرور کردیم حالا ببینیم خودآگاهی چگونه افزایش می یابد.

چگونه خودآگاهی را افزایش دهیم؟

خودآگاهی نیازمند خودآزمایی است این که بتوانیم بدون قضاوت، خود را ارزیابی کنیم، که البته کار آسانی نیز نمی باشد.
بیشتر اوقات به خاطر یکسری ویژگی هایمان مدام در حال سرزنش کردن خود هستیم و یا  به خاطر موفقیت هایمان خود را می ستاییم در حالی که ما مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها هستیم اما به شکل عجیبی از آن ناآگاهیم.
 برای این که بتوانیم خودآگاهی درستی از خود داشته باشیم اول نیاز داریم تا نقص های خود را به خود ببخشیم و در زمان هایی که واقعا لایق تحسین هستیم خود را مورد تشویق قرار دهیم.
باید به این نکته مهم توجه کنیم شناخت خصوصیات خوب و بد خود نیازمند آرامش ذهن، زمان، توجه و تمرکز است و البته باید بدانیم باور ارزشمند دانستن شناخت خود، در اولویت مواردی است که ما را می تواند در مسیر خودشناسی، با انگیزه و جستجوگر نگه دارد.
در مورد بستری که باعث بالا رفتن خودآگاهی می شود صحبت کردیم اکنون می خواهیم تکنیک هایی که روش های عملی بالا رفتن خودآگاهی می شود، را برایتان بازگو کنیم.

تکنیک ها و روش های دست یابی به خودآگاهی

1- راه رفتن در فضای آرام می تواند برای ساختن خودآگاهی مفید باشد، آرام قدم زدن باعث می شود، سرعت افکار اتوماتیک کمتر شود و ما بتوانیم بهتر حالات و افکار خود را مشاهده کنیم.
2- تمرین ذهن آگاهی می تواند آگاهی ما نسبت به وضعیت درونی خود را افزایش دهد، به ویژه تنفس های شکمی و تصویرسازی همزمان ما را در شناخت بیشتر خود، کمک می کند.
3- شنونده خوبی بودن با خارج کردن ما از تمرکز بر خود می تواند فرصت تمرین خوب شنیدن را برای ما ایجاد کند تا ما بتوانیم بخش های از وجودمان، که نسبت به پذیرش آن ها مقاوم هستیم را هم، بهتر بشنویم و کمتر در مورد آن مقاومت کنیم.
4- تمرین تداعی آزاد خیلی اوقات حرفها یا رفتارهایی از ما سر می زند که بیشتر از بقیه، خودمان را متعجب می کند و نمی دانیم این از کدام بخش از وجودمان نشات می گیرد، روزی چند دقیقه ذهن خود را رها کردن و بدون قضاوت و سانسور هر آنچه از ذهن می گذرد را مشاهده کردن، به ما کمک می کند تا درک بهتری از لایه های زیرین وجودمان پیدا کنیم.
5- خودآگاهی با عزت نفس در ارتباط است، عزت نفس مثل راداری عمل می کند که ما را در پیش بردن مسیر متناسب با درونیات ما راهنمایی می کند.
6- بازخورد گرفتن از دیگران می تواند ما را در شناخت خود اجتماعی که به دیگران نشان می دهیم، کمک کند.
7- یادداشت برداری روزانه به ما کمک می کند الگوی خلقی خود را پیدا کنیم و با خود واقعی مان بیشتر آشنا شویم.
8- هدف گذاری ها ما را در نزدیک کردن خود واقعی به خود ایده آل کمک می کند.
9- کشیدن جدول نقاط قوت و ضعف به ما کمک می کند تا تصویر کاملتری از خود داشته باشیم  و خود را صرفا از یک زاویه نبینیم.
10- برای شناخت خود می توانیم از یک مشاور نیز که در این زمینه تخصص دارد کمک بگیریم.
11- پیدا کردن مکانیزمهای دفاعی(که در پایین توضیح داده شده) خود برای کاهش خود کاذب و نزدیک شدن به خود واقعی نیز کمک کننده است.

بیشتر بخوانید : عزت نفس چیست و نشانه های عزت نفس بالا

چرا خودآگاهی اهمیت دارد؟

چرا خودآگاهی اهمیت دارد ؟

خیلی اوقات ما اداره امور خود را روی "خلبان خودکار" می گذاریم و به ندرت می دانیم که چرا موفق شدیم یا شکست خورده ایم و یا این که چرا رفتار ما اینگونه است.
در واقع ذهن ما به قدری درگیر گفتگوهای درونی است که تنها در زمان وقوع اتفاق هایی که انتظار نداریم، توجه به خودمان جلب می شود.
اکثرا در مواقع دردسر حالت تدافعی به خود می گیریم و مسبب آن را بیرونی می بینیم و سعی می کنیم بهانه بیاوریم و دیگری را مقصر بدانیم چرا که نمی خواهیم بخشی از دردسر بوجود آمده، باشیم .
اگر بتوانیم خودمان را در طی چنین موقعیت هایی مشاهده کنیم، کم کم می توانیم با شناخت خود، موثر بودن خود را در کنترل امور، بهتر درک کنیم و خود واقعی، خود آیده آل و خود اجتماعی مان را به هم نزدیک کرده و به آرامش و سلامت روان بیشتر برسیم.
خودآگاهی از نگاه روانشناسی
از دیدگاه روانشناسی برای اینکه بتوانیم به مهارت خودآگاهی دست پیدا کنیم، ابتدا باید با ساختار روان آشنا شویم.
همان طور که بدن ما براساس یک سری قواعد تنظیم شده است و از اصول زیستی خاص خود پیروی می کند، روان انسان ها نیز فرمول ویژه خود را دارد. پس اگر بتوانیم آن را بشناسیم می توان گفت به مهارت خودآگاهی دست پیدا کرده ایم.
اما این سازوکار روانی با سازوکار جسمی کمی متفاوت است. سازوکارهای جسمی معمولا به شکلی ژنتیکی است. این ساز و کار از قبل تعیین شده هستند و تقریبا در همه انسان ها به یک شکل عمل می کنند. مثلا همه ما مجهز به یک سری بازتاب های غریزی هستیم که از ما در برابر خطر مراقبت می کند. مثل وقتی که دست ما به یک جسم داغ برخورد می کند و سریع دست خود را عقب می کشیم.

اما این سازوکار روانی در انسان ها چگونه شکل می گیرد؟

برای شناسایی این سازوکار که در نهایت به خودآگاهی منجر می شود ابتدا باید با چند مفهوم آشنا شویم.

نیازهای بنیادین

همه انسان ها ۵ دسته نیاز بنیادی دارند. این نیازها به طور طبیعی و فطری در هر فرهنگ و هر نژادی در همه وجود دارد.
این نیاز ها عبارت اند از:

  • نیاز به محبت و پذیرش غیر مشروط، امنیت و ثبات
  • نیاز به خودانگیختگی و تفریح
  • نیاز به محدویت و پذیرش ناکامی
  • نیاز به استقلال و احساس کفایت
  • نیاز به آزادی در بیان نیازها و هیجان های سالم

علاوه بر این نیازها، هر فردی که متولد می شود به طور ذاتی با یک سری ویژگی های سرشتی متولد می شود.
مثلا بعضی نوزادان به سرو صدا خیلی حساس هستند یا بر عکس بعضی دیگر در محیط های شلوغ خیلی خوب با افراد تعامل می کنند.  بعضی ها از کودکان ذاتا به دنبال هیجان هستند و مدام به دنبال تجربه های خطرناک می باشند.
نحوه ای که والدین به ۵ دسته نیاز بنیادین ما پاسخ می دهند در کنار ویژگی های سرشتی که در هر فرد وجود دارد و تجاربی که در طول دوران کودکی از تعامل با آدم ها کسب کرده ایم منجر به شکل گیری مفهومی در ذهن ما می شود، که روان شناسان به آن طرح واره می گویند.
مثلا فرض کنید نوزادی به دنیا می آید. این نوزاد خلق و خوی دشواری دارد و به شدت گریه می کند و خیلی سخت آرام می شود. در کنار این خلق و خو این کودک یک سری نیاز بنیادین دارد که باید به درستی پاسخ داده شود. حال اگر والدین تحت تاثیر خلق وخوی دشوار کودک، وی را طرد کنند و نیاز کودک به محبت و پذیرش به درستی پاسخ داده نشود، مفهوم دوست داشتنی نبودن در ذهن این فرد شکل می گیرد.
طرح واره به منزله یک عینکی است که ما به چشم می زنیم و دنیا را از پشت آن می بینیم. گاهی وقت ها این عینک از نوع بدبینی است و به طور کلی دنیا و آدم ها برای ما ترسناک هستند. گاهی عینک ترس و اضطراب می زنیم و همیشه در تردید و ترس هستیم. در واقع طرح واره به منزله یک مخزن است. مخزنی که انواع هیجان ها و رفتارهای ما از این مخزن منشا می گیرد.

مکانیسم دفاعی

همان طور که سیستم ایمنی در مواجهه با یک سری میکروب و ویروس واکنش نشان می دهد. سیستم روانی هم در مواقع خطر و زمان هایی که هیجان های شدیدی را تجربه می کنیم واکنش نشان می دهد.
این واکنش ها در واقع همان مکانیسم های دفاعی هستند که در موقعیت های مختلف از آن استفاده می کنیم. در قسمت قبل از کودکی مثال زدیم که تحت تاثیر تجارب گوناگون مفهوم دوست داشتنی نبودن در سیستم روان وی شکل گرفته است.
این مفهوم دوست داشتنی نبودن در ساختار روانی فرد تثبیت می شود و همیشه در موقعیت های مختلف تکرار می شود. در روابط بین فردی، خانوادگی و سایر روابط، از آن جایی که این مفهوم برای فرد دردناک است برای کاهش این درد روانی باید از یک مکانیسم استفاده کند. مکانیسم های دفاعی به طور کلی در سه دسته قرار می گیرند:
• اجتناب
• حمله متقابل
• تسلیم
فرض کنید فردی تحت تاثیر تجاربی که کسب کرده شخص نگران و مضطربی است. این نگرانی و اضطراب برای فرد خوشایند نیست و سیستم روان فرد به نوعی باید آن را مدیریت کند.
اگر از مکانیسم اجتناب استفاده کند همیشه از موقعیت های اضطراب زا فرار می کند و هیچ وقت خود را در وضعیت های چالش آفرین قرار نمی دهد. اگر از مکانیسم تسلیم استفاده کند همیشه نگران و مضطرب است و کاملا منفعل خواهد بود.
اگر از مکانیسم حمله متقابل استفاده کند همیشه خود را در موقعیت های چالش آفرین قرار می دهد. نحوه استفاده از این مکانیسم ها متفاوت خواهد بود و افراد معمولا از هر سه نوع بسته به شرایط استفاده می کنند.

مکانیسم های دفاعی مفید هستند یا مضر؟

همه انسان ها در شرایط مختلف از یکی از این سه مکانیسم استفاده می کنند، اشکال آن چیست؟
بله درست است. همه ما به ناچار باید از یکی از این مکانیسم ها استفاده کنیم. ولی وقتی مشکل ایجاد می شود که استفاده از این مکانیسم ها به نوعی حالت افراطی و ناسازگارانه پیدا کند و باعث کاهش عملکرد فرد در موقعیت های مختلف تحصیلی، خانوادگی، شغلی و غیره شود.
مثلا فردی که همواره احساس خطر دارد اگر همیشه از مکانیسم اجتناب استفاده کند هیچ گاه نمی تواند ظرفیت های خود را نشان بدهد و تحت تاثیر اضطراب هایی که تجربه می کند همیشه عملکرد پایینی خواهد داشت.
وقتی یک طرح واره در ساختار روان انسان شکل می گیرد همه رفتارهای بعدی در تمام موقعیت ها تحت تاثیر آن خواهد بود. با کمی بررسی در این زمینه، شناسایی طرح واره و به دنبال آن شناسایی افکار، هیجان ها و احساسات ناشی از آن می توان به درک دقیقی از خویشتن  ما را برساند.
در مطالب بعدی انواع طرح واره ها و همین طور راه های شناسایی این طرح واره ها توضیح داده خواهد شد. با کلینیک مشاوره افرا کلینیک همراه باشید.

اشتراک :
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
امتیاز: