مدرسه هراسی، مشکل کودک شما نیز هست؟

مدرسه هراسی که گاهی امتناع از مدرسه نامیده می شود، پیامدهای تحصیلی و اجتماعی جدی برای کودک دارد و می تواند حتی بسیار ناتوان کننده باشد.

این روزها می توان دانش آموزان نوآموزی را دید که گاهی با فریاد و اعتراض، گاهی با خواهش و التماس و گاهی با چانه زدن، بر سر رفتن به مدرسه با والدین درگیر هستند.

مدرسه هراسی کودکان در روزهای آغازین مدرسه

 

«کودکی شش ساله روزهای آغازین دوره پیش دبستانی خود را تجربه می کند، در این روزها او ترس ها و اضطراب های گوناگونی را تجربه می کند. با توجه به رابطه خوبی که با پدر و مادر خود داشته تحمل دوری از آن ها برایش سخت شده است. دوری از پدر و مادر و نبود حمایت آن ها در کارهایش، حضور در محیطی جدید و همچنین آشنایی با کودکان جدید و تحمل حضور ساعت های طولانی در کلاس در او ترسی را به وجود آورده که احساس می کند مدرسه جای ترسناکی است.»

مدرسه هراسی در چهار مرحله خود را نشان می دهد:

  1. مرحله اضطراب جدایی
  2. مرحله امتناع از مدرسه رفتن
  3. مرحله آشفتگی و پریشانی
  4. مرحله احساس درد، تهوع و بهم خوردگی دل؛ که البته بیشتر نشانه های علائم چهارم را ما به عنوان اضطراب جدایی می شناسیم، یعنی زمانی که اضطراب باعث مشکلات جسمانی در کودک می شود.

 

کودک فوق دچار اضطراب جدایی شده است که نوع شایع تر مرتبط با مدرسه هراسی است، این کودک همواره نگران آن است که وقتی از پدر و مادر خودش دور است، صدمه یا آسیبی برای پدر و مادرش پیش بیاید. در واقع او تمایل دارد در آغوش والدین باشد، آن ها را سایه به سایه دنبال کند و شب ها کنار آن ها بخوابد. ترس دیگر او، با ترس واقعی از مدرسه مربوط می شود؛ که از مدرسه رفتن خودداری می کند و اجتناب شدید و فراگیر از مدرسه دارد. ترس او بیشتر  به جنبه های خاص مدرسه مربوط می شود از جمله حضور طولانی مدت در کلاس، مقررات و ضوابط مدرسه، ارتباط با دیگر کودکان و… .

اضطراب جدایی در کودکان

 

 

امکان وقوع مدرسه هراسی در هر زمان وجود دارد و شروع آن می تواند تدریجی یا ناگهانی باشد. خودداری از رفتن به مدرسه در میان دختران و پسران به یک اندازه رایج است و عمدتا بین سنین ۵ و ۶ یا ۱۰ و ۱۱ سالگی ظاهر می شود. ترس های مفرط و غیر معقول از مدرسه برای نخستین بار در دوره پیش دبستانی و کودکستان رخ می دهد و گاهی اوقات در کلاس اول نمایان می شود و در کلاس دوم به اوج خود می رسد.

 

 

آنچه که در این بحران پیش آمده اهمیت بسزایی دارد نوع ارتباط مادر-کودک می باشد، دو نوع سبک والدگری ممکن است موجب مدرسه هراسی در کودک شود؛ سبک والدگری مادرِ بیش حمایت گر و مادرِ طردکننده.

مادر بیش حمایت گر

 

عواملی که در بیش حمایت گری مادر نقش دارد:

  • نوع شخصیت اضطرابی یا وابسته مادر
  • ترس از طرد شدن فرزند توسط همسالان
  • ترس از غفلت فرزند
  • نگرانی افراطی مادر نسبت به آنچه کودک قصد انجام آن را دارد
  • نگرانی در مورد سلامت روانی فرزند

در واقع این نوع سبک والدگری به جای انتقال احساس ایمنی به کودک، باور آسیب پذیر بودن و نیاز به حمایت شدن و حالت هشدار را در کودک ایجاد می کند.

 

به عنوان مثال کودک شش ساله یاد شده در زمان حضور در مدرسه هنگام نیاز به توالت دچار مشکل شده و از انجام آن بدون حضور مادر ناتوان است. راه حل مادرش در برخورد با این مشکل این بوده است که کودک یا به توالت نرود یا اینکه بدون انجام شستشو و نظافت به خانه بازگردد، به نوعی رفع مشکل کودک را به زمان حضور خود در کنار او موکول می کند، که این راه حل یک راه حل موقت است و مشکل را به طور کامل حل نمی کند یا به عنوان دیگر پاک کردن صورت مساله است.

 

مادر طرد کننده

عواملی که در رفتار طردکننده مادر نقش دارد:

  • تیپ و شخصیت سلطه گر یا پرخاشگر مادر
  • مشکلات ارتباط مادر با دیگران
  • تک والد بودن
  • بیزار بودن از ضعف و ناتوانی کودک
  • دوست نداشتن ویژگی ها و حتی خود کودک
  • ابراز طرد شامل بیزاری، خصومت، خشونت، تحریک پذیری و ارتباط همراه با احساسات منفی مانند عیب جویی، تمسخر و …

مادر طرد کننده توانایی های کمتری را در کودک خود برای برقراری روابط میان فردی در آینده متصور می شود. به طور کلی نوع روابط مادر-کودک در بروز اختلال های اضطرابی دوران کودکی نقش بسزایی دارد.

 

بعضی از ویژگی های مدرسه هراسی کودکان خود را بشناسید:

  • در محیط زندگی این کودکان تبعیض وجود دارد.
  • سطح وابستگی مادر-کودک در بیشتر این کودکان بالاست.
  • ویژگی دیگر در این بچه‌ ها داشتن احساس ترس و خجالت است.
  • اغلب تصور نادرستی از توانایی ‌های خود بخصوص در مقایسه با بچه ‌های دیگر دارند.در واقع توانایی های خود را کم می بینند.
  • برخی از آنها در مدرسه و گاهی درخانه احساس شدید تنهایی می‌کنند.

 

چه عواملی مدرسه‌هراسی کودکانتان را تشدید می‌کند؟

  • از دست دادن والدین
  • طلاق گرفتن والدین
  • ارتباطات خانوادگی در هم تنیده و آشفته
  • تولد فرزندی جدید و احساس ناکامی و محرومیت و سرخوردگی در کودک و تصور اینکه والدین با فرستادن او به مدرسه او را فراموش کرده اند.
  • درگیری آشکار والدین در خانه که باعث  می شود کودک زمانی که در مدرسه است دچار اضطراب و دلواپسی نسبت به آسب دیدن مادر داشته باشد.
  • نقص جسمانی کودک و یا تصور ناتوانی در کودک
  • همزمانی دو تغییر بزرگ مانند تغییر محل خانه و مدرسه رفتن
  • جو مدرسه نا امن و دیدن صحنه های خشونت در مدرسه
  • داشتن معلم سختگیر یا تنبیه گر در مدرسه
  • مقررات و ضوابط سخت و دشوار در مدرسه
  • درگیری و کتک‌کاری با دیگر بچه‌ها در مدرسه و حتی فقط مشاهده صحنه های زد و خورد کودکان

 

مدرسه هراسی در کودکان و عدم تمایل به مدرسه رفتن

 

درمان مدرسه هراسی

۱- برخورد مناسبی با کودکتان در منزل داشته باشید:

چنین کودکانی به نظر دیگران، کودکان حساسی هستند، از سرزنش و مقایسه و تحقیر فرزندتان برای رفتارهایی که دارد پرهیز کنید. دوست ‌داشتن او را مشروط به مدرسه رفتن نکنید و وقتی از مدرسه رفتن اجتناب می‌کند، پیام ‌های طردکننده مانند «من دیگر مادرت نیستم»، به او ندهید و مساله را شخصی نکنید. کودک نباید حس ‌کند برای خوشحالی مادر باید به مدرسه برود. دلیل مدرسه رفتن را برای کودک می‌توان یک قانون اجتماعی بیان کرد. می توانید به کودک بگویید که شما در مدرسه چیزهایی یاد می گیری که به تو برای خوشحال زندگی کردن کمک می کند.روابط خانوادگی نیز باید اصلاح شود. لازم است که با همسرتان در مورد لزوم حضور کودک در مدرسه، همسو باشید.

۲- معرفی تجربه جدیدی به نام مدرسه رفتن در کودکان:

پیش از شروع مدرسه، حتی هنگام ثبت‌ نام، کودک را با خود به مدرسه ببرید. فضای داخل مدرسه را به او نشان دهید و مربی و ناظم مدرسه را معرفی کنید تا آمادگی و آشنایی لازم را به دست بیاورد. در مواردی که کودک از محیط فیزیکی مدرسه وحشت دارد، گذراندن ساعت‌ هایی لذت ‌بخش در مدرسه می ‌تواند به کاهش ترس او کمک کند، پس در روز تعطیل ساعتی‌ را در مدرسه با بازی با او بگذرانید و اجازه دهید نقاط مختلف را جستجو کند و به ایمن بودن محیط پی ببرد. خاطره‌ های خوب و شاد مدرسه‌ تان را برایش بازگو کنید. با او در مورد مشکلات مدرسه نرفتن یا به دست نیاوردن شغل مناسب در صورت مدرسه نرفتن! صحبت نکنید. با آرامش کودکان را به مدرسه بفرستید و از تاکید‌ و سفارش‌ های مختلف بپرهیزید. توجه داشته باشید که اضطراب‌ والدین به فرزندان منتقل می ‌شود. اگر کودک را خودتان به مدرسه می‌ برید (که ترجیحا بهتر است این طور باشد)، بهتر است برای تغییر شرایط مراقب دیگر که اغلب پدر است، این وظیفه را به عهده بگیرد.

۳- وقتی کودکتان در مدرسه است:

به او توانایی مراقبت از خود در مدرسه را بیاموزید، مثلا چگونه می‌تواند در مدرسه به تنهایی به توالت برود. باید بررسی کنید کودک در مدرسه مشکلی نداشته باشد و مورد آزار دیگران قرار نگیرد. آسان جلوه دادن مقررات مدرسه و وجود مربی‌ای که ارتباط خوبی با کودک برقرار کند به آسان ‌شدن حضور او در مدرسه کمک می‌کند. عوامل ناراحت‌کننده مانند تنبیه و توبیخ در مدرسه را باید به حداقل ممکن رساند. کودک نباید به ‌علت گریه کردن مورد تمسخر قرار گیرد و مربیان مدرسه نباید او را به‌ علت گریه کردن به خانه بفرستند. حتی اگر کودک سردرد و سایر علایم اضطراب را نشان داد، باید به مدرسه برود زیرا در این صورت به‌تدریج علایم فروکش خواهدکرد. اگر اجازه دهید در منزل بماند به احتمال قوی علایمش تثبیت خواهند شد اما لازم است مدیر و معلم را در جریان وضعیت او قرار دهید چون این کودکان در روزهای اول مدرسه به حمایت بیشتر نیاز دارند. داشتن مهارت ارتباطی مناسب و دوست‌ یابی باعث کسب تجربه‌ های مثبت وی می‌شود. با دادن مسوولیت‌ اجتماعی به کودک کمک کنید بتواند بهتر ارتباط برقرار کند و نیازهایش را بیان کند. داشتن مسوولیتی در کلاس درس حضور او را در مدرسه هدفمند خواهد کرد.

۴-  وقتی کودکتان از مدرسه برمی‌گردد:

بهتر است یکی از اولیا یا آشنایان او را از مدرسه بیاورد و در منزل در روزهای اول مدرسه در کنار او برای انجام تکالیف بماند. اجازه دهید اوقات فراغت، بازی و استراحت داشته باشد و تاییدی برای اینکه اول تکالیف را انجام دهد و بعد بازی نداشته باشید. هر ۲۰ دقیقه تا نیم ساعت وقت بازی کردن هایی مثل بپر بپر و توپ بازی است. بهتر است کودک فعالیت های بدنی انجام دهد تا اینکه در زمان استراحت فقط تلویزیون نگاه کند، چرا که فعالیت های بدنی یکی از راه های خارج شدن تنش و اضطراب از بدن می باشد. او می‌تواند در بازی دلیل ترسش از مدرسه را از زبان عروسکش بیان کند و دانستن این علت به حل مشکل وی کمک خواهد کرد. اجازه دهید کودک درباره احساسش در مورد مدرسه صحبت کند. برخی والدین تحمل دیدن احساسات منفی مثل ناراحتی و اضطراب را در فرزندشان ندارند و اجازه بیان آن را به فرزندشان نمی ‌دهند در حالی که کودکان به‌ دلیل قدرت کمتر تحمل استرس، نیاز دارند با بیان این شرایط والدین خود را آرام کنند. از مدرسه برای ترساندن و تنبیه استفاده نکنید. مثلا نگویید: «اگر درس نخوانی، به معلمت می‌گویم.» کودک را برای مدرسه رفتن تشویق کنید و اگر در خانه ماند، اجازه بازی و تماشای تلویزیون را در ساعت ‌هایی که باید در مدرسه باشد، به وی ندهید و می توانید با گرفتن مشورت از مشاور، این شرایط را با استرس کمتری طی کنید.

منبع نوشته:https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=216310؛ جام جم

درباره نویسنده

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی گرایش خانواده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *